سالها تصور میشد مغز انسان پس از دوران کودکی تغییرناپذیر است و با افزایش سن تنها تحلیل میرود. اما تحقیقات نوین در زمینه نوروپلاستیسیتی (انعطافپذیری عصبی) نشان میدهد که مغز در هر سنی قادر به تغییر، ترمیم و حتی تقویت عملکردهای خود است. در این مقاله، با الهام از کتاب تأثیرگذار «مغزی که خود را تغییر میدهد» اثر نورمن دوچ، بررسی میکنیم که چرا حافظه با افزایش سن ضعیف میشود و چگونه میتوان با تمرینهای هدفمند، مغزی پویا و جوان داشت.
دورانهای طلایی یادگیری و سکون مغز
در دوران کودکی، مغز ما در اوج یادگیری قرار دارد. هر روز با پدیدههای جدیدی روبهرو میشویم و نورونها مدام در حال ایجاد ارتباطات تازه هستند. در اوایل بزرگسالی نیز با یادگیری مهارتهای شغلی و اجتماعی، این روند ادامه مییابد. اما به گفته نورمن دوچ، در میانسالی بسیاری از ما دچار توهم «توقف یادگیری» میشویم؛ تصور میکنیم همچنان در حال پیشرفت هستیم، درحالیکه عملاً از یادگیری فشرده غفلت میورزیم. این غفلت باعث میشود سیستم تنظیمکننده پلاستیسیته در مغز (که مسئول انعطافپذیری است) تضعیف شود و روند زوال شناختی آغاز گردد.
چرا با افزایش سن حافظه ضعیف میشود؟
کاهش سرعت پردازش و ثبت ناقص رویدادها
یکی از دلایل اصلی کاستی حافظه در سالمندی، کاهش سرعت پردازش اطلاعات در مغز است. هنگامیکه سرعت پردازش پایین میآید، ثبت رویدادهای جدید با دقت کافی انجام نمیشود. بهبیان سادهتر، اگر مغز نتواند یک تجربه را بهصورت شفاف و قوی ذخیره کند، بعداً قادر به یادآوری آن نیز نخواهد بود. این مشکل مشابه آن چیزی است که در کودکان مبتلا به «مغز پرکار» (اختلال پردازش شنیداری) دیده میشود: سیگنالهای جدید به دلیل شلوغی فعالیت الکتریکی مغز، نمیتوانند رقابت کنند و در نتیجه ثبت نمیشوند.
تضعیف سیستمهای حسی و توجه
با بالا رفتن سن، سیستمهای بینایی و شنوایی ما نه به دلیل ضعف چشم یا گوش، بلکه به دلیل کاهش کارایی پردازشگرهای مغزی افت میکنند. افراد مسن بیشتر دچار حواسپرتی میشوند و کنترل «تمرکز بینایی» را از دست میدهند. همچنین توانایی تفکیک صداها از یکدیگر کاهش مییابد؛ مهارتی که در نوزادی با تشخیص صدای مادر از نویزهای زمینه اوج خود را داشت اما بهمرور به کار گرفته نشد.
پوزیت ساینس: انقلابی در تمرینهای مغزی
بنیانگذاری مؤسسه پوزیت ساینس
مایکل مرتزنجی (Merzenich)، دانشمند پیشگام در زمینه نوروپلاستیسیتی، مؤسسهای به نام پوزیت ساینس (Posit Science) راهاندازی کرده است. هدف این مؤسسه کمک به افراد برای حفظ انعطافپذیری مغز در سالمندی و افزایش طول عمر مفید مغزی است. مرتزنجی معتقد است که ما در سنین بالا از یادگیری فشرده غفلت میکنیم و این غفلت مستقیماً روی سیستم تنظیم پلاستیسیته تأثیر میگذارد.
تمرینهای شنیداری برای تقویت دقت و سرعت
مرتزنجی تمرینهایی طراحی کرده که توانایی شنیدن را اصلاح میکنند. این تمرینها شبیه فرایندی هستند که در گهواره برای تفکیک صداها انجام میدادیم اما بعدها آن را کنار گذاشتیم. با افزایش سرعت پردازش صداها و شفافتر کردن واحدهای صوتی، مغز دوپامین و استیلکولین ترشح میکند؛ دو انتقالدهنده عصبی کلیدی برای یادگیری و انعطافپذیری.
تمرینهای بینایی و لوب پیشانی
پوزیت ساینس همچنین روی پردازش بینایی کار میکند. تمرینات کامپیوتری که فرد را مجبور به جستجوی اشکال مختلف روی صفحه میکند، سرعت پردازش بینایی را افزایش میدهد. علاوه بر این، تمرینهایی برای لوب پیشانی (مسئول عملکردهای اجرایی) طراحی شده است؛ از جمله تقویت تمرکز بر هدف، تعمیم ادراکات، تصمیمگیری، طبقهبندی اشیا، دنبال کردن دستورالعملهای پیچیده و بهبود حافظه تداعیگر (که به ما کمک میکند افراد، مکانها و چیزها را به هم ربط دهیم).
نقش حیاتی پاداش و تنبیه در انعطافپذیری مغز
نکته کلیدی در تمرینهای پلاستیسیته این است که محرک مناسب باید با نظم و زمانبندی دقیق به مغز ارائه شود. اما مهمتر از آن، وجود پاداش یا تنبیهی درخور است که توجه فرد را جلب کند.
نورمن دوچ در کتاب خود نقل میکند: «هر چیزی که در یک مغز جوان اتفاق میافتد، میتواند در یک مغز سالخورده هم اتفاق بیفتد، به شرط آنکه عامل تشویقکننده یا تنبیهکنندهای وجود داشته باشد تا فعالیتی را که در غیر این صورت خستهکننده است، جذاب سازد.» اگر چنین عواملی لحاظ شود، تغییرات مغز سالخورده میتواند به عظمت تغییرات مغز نوزاد باشد.
چرا یادگیری زبان در سالمندی معجزه میکند؟
یادگیری یک زبان جدید یکی از مؤثرترین راهها برای حفظ و ارتقای حافظه در سنین بالاست. دلیل آن نیاز به تمرکز شدید در این فرایند است. یادگیری زبان سیستم کنترل پلاستیکی را فعال نگه میدارد و باعث ترشح مداوم استیلکولین و دوپامین میشود. برنامههای سریع «بهدنبال کلمه» (word-finding exercises) نیز به همین دلیل موجب پیشرفتهای کلی در تفکر میشوند. بهطور کلی، هر فعالیتی که نیاز به تمرکز بالا داشته باشد – مانند یادگیری حرکات فیزیکی جدید، حل معماهای دشوار یا تغییر شغل – به سلامت مغز کمک میکند.
تأثیر پنهان کفش بر نقشههای مغزی!
یک نکته شگفتانگیز در کتاب دوچ به تأثیر کفش بر مغز اشاره دارد. کفشهای امروزی با کفی نسبتاً مسطح، فشار وارد بر کف پا را در تمام سطح پخش میکنند. این امر باعث میشود که سطوح مختلف زیر پا حالت مصنوعی پیدا کنند و عملاً همه چیز به سطحی صاف تبدیل شود. در نتیجه، تمایز و تفکیکپذیری در نقشههای مغزی مرتبط با لمس پا کاهش مییابد و محدودیتی در کنترل پا و تعادل ایجاد میشود. بهتدریج فرد برای حفظ تعادل به عصا یا واکر متوسل میشود و با استفاده از این ابزارهای جبرانی، به جای تمرین دادن سیستمهای رو به زوال، روند تحلیل آنها را سرعت میبخشد. این مثال نشان میدهد که حتی انتخاب کفش نیز میتواند بر سلامت مغز تأثیر بگذارد.
تجربه چگونه تا عمق ژنها نفوذ میکند؟
تغییرات پلاستیکی ناشی از تجربه تنها به سطح قشر مغز محدود نمیمانند. تحقیقات نشان میدهد که این تغییرات میتوانند در مغز نفوذ کرده و حتی به ژنها شکل دهند. به بیان دیگر، سبک زندگی، تمرینهای ذهنی و تجارب ما میتوانند بیان ژنها را تحت تأثیر قرار دهند – مفهومی که مرز بین طبیعت (ژنتیک) و تربیت (محیط) را کمرنگتر میکند.
نتیجهگیری: مغز خود را دوباره سیمکشی کنید
کتاب «مغزی که خود را تغییر میدهد» پیامی امیدوارکننده دارد: زوال شناختی در سالمندی اجتنابناپذیر نیست. با انجام تمرینهای هدفمند (شنیداری، دیداری، اجرایی)، یادگیری مداوم (مانند زبان جدید)، ایجاد انگیزه قوی (پاداش) و حتی بازنگری در عادات سادهای مانند نوع کفش، میتوانیم مغز را تا پایان عمر پویا نگه داریم. علم نوروپلاستیسیتی ثابت کرده است که مغز ما تا آخرین لحظه عمر قادر به تغییر و بهبود است؛ فقط کافی است فرصت تمرین و چالش را به آن بدهیم.
