
پيشرفت فناوري در سيستم هاي ميکرو الکترومکانيک و ارتباط بي سيم، جانمايي شبکه هاي حسگر بي سيم را تسهيل ساخته و منجر به بهتر شدن امکان سنجش در زمان و مکان در مقايسه با روش هاي پيشين شده است. الگوريتم هاي جانمايي زيادي در سال هاي اخير به منظور حداقل کردن محدوديت هاي شبکه و بهينه کردن پوشش و غيره ارائه شده است. اما آنچه که اخيرا مورد توجه قرار گرفته، استفاده از شکل واقعي محيط در مساله جانمايي مي باشد که در کارهاي گذشته کمتر ديده شده است. در واقع هدف استفاده از کاربردها، قابليت ها و آناليزهاي جي آي اس در مساله جانمايي حسگرها به منظور واقعي تر شدن اين مساله مطابق بر محيط واقعي مي باشد. اگر حسگرها به طور مناسب جانمايي نشوند ممکن است مناطق يکسان توسط چندين حسگر که نزديک به يکديگر هستند، تحت پوشش قرار گيرند و اين باعث افزونگي در سنجش و تلف شدن منابع حسگرها مي شود. عموما حسگرها به دو دسته ثابت و متحرک تقسيم مي شوند. حسگرهاي متحرک بعد از جانمايي اوليه مي توانند مکان خود را به هدف افزايش کارايي شبکه تغيير دهند. به سبب حرکت حسگرها، آنها مي توانند متناسب با نيازمندي هاي ماموريت، مکان خود را تغيير دهند. تنظيم پوياي مکان حسگرها مي تواند توپولوژي شبکه را تغيير دهد و از اين رو کارايي شبکه ارتقاء يابد. زماني که حسگرها در محيط حادثه ديده، جايي که حضور انسان امکان پذير نيست، قرار گرفتند حسگرهاي متحرک اين امکان را به ما مي دهند که پوشش و همبندي شبکه را تصحيح نماييم. استراتژي جانمايي حسگرها نقس بسيار مهمي در فراهم کردن کيفيت بهتر سرويس بازي مي کند و بيان کننده اين است که منطقه مورد نظر، چقدر خوب تحت پوشش قرار گرفته است. درجه پوشش وابستگي شديدي به زيرساخته ها از جمله تعداد و مکان حسگرهاي مورد استفاده براي نظارت بر محيط دارد؛ بنابراين يک قدم اساسي در مرحله طراحي شبکه، تعيين استراتژي جانمايي نقاط مي باشد. اين استراتژي وابسته به نوع کاربرد شبکه مي باشد. زماني که محيط کاملا شناخته شده، کم خطر و نسبتا کوچک باشد، حسگرها مي توانند به صورت دستي در مکان هايي که از قبل تعيين شده اند نصب شوند. اين روش امکان کنترل کاملي بر جانمايي نقاط و انتخاب دقيقي بر توپولوژي بهينه شبکه را فراهم مي کند. هر چند امکان جانمايي دستي در برخي موارد ناممکن مي باشد. در واقع هزينه ارسال انسان و يا ربات هاي عامل به منطقه تحت نظارت مي تواند زياد باشد به خصوص زماني که منطقه وسيع است. در اين موارد که امکان جانمايي دستي وجود ندارد يک راه معمولا انداختن حسگرها از هواپيما و يا بالگرد مي باشد که نتيجه آن يک توزيع اتفاقي مي باشد و کاربر فقط بر نقطه پرتاپ حسگر کنترل دارد. در اين حالت کاربر فقط کنترل جزيي بر مکان حسگرها دارد تخمين ميزان پوشش ايجاد شده يک چالش اساسي مي باشد.