
دستگاه هايي در شبکه حسگر بي سيم، حسگر نام دارند که براي سنجش ويژگي مشخصي از محيط اطراف شامل ويژگي هاي فيزيکي يا شيميايي استفاده مي شوند و داده هاي دريافتي را به واحد مرکزي به نام ايستگاه پايه مي فرستند. بسته به نوع کاربرد، يک شبکه حسگر مي تواند شامل تعداد کمي و يا هزاران حسگر باشد که براي چند روز و يا چند سال و با هدف انجام يک کار مشخص با هم همکاري مي کنند.
سال ها است که شبکه هاي حسگر بي سيم براي مشاهده و نظارت بر رخدادها و محيط اطراف به کار گرفته شده اند. اين شبکه ها براي کاربردهاي مختلفي از قبيل نظارت بر ميدان جنگ، نظارت بر ترافيک، پيگيري يک هدف، نظارت بر آتش سوزي جنگل و غيره مورد استفاده قرار مي گيرند. حسگرها گاهي دستگاه هاي بسيار کوچک با يک منبع تغذيه محدود مي باشند که معمولا شارژ دوباره آنها غيرممکن و يا بسيار سخت مي باشد و به وسيله ارتباط با يکديگر در پي انجام يک کار خاص مي باشند. يک شبکه حسگر بي سيم متشکل از تعداد زيادي از حسگرهاي کوچک مي باشد که قابليت سنجش محيط، پردازش اطلاعات و مخابره آنها به صورت بي سيم را دارند. به دليل محدوديت هاي جانمايي، از کار افتادن آنها مي تواند منجر به از کارافتادگي شبکه و يا کاهش کارايي شبکه حسگر متناسب با اهداف آن شود. نياز اساسي در چنين شبکه هايي اين است که شبکه بايستي k اتصالي باشد. بدين معني که بين هر جفت از نقاط شبکه k مسير وجود داشته باشد که با عنوان اتصال چند مسيري نيز ناميده مي شود. از اين رو مساله جانمايي در شبکه هاي بيس سيم توجه بسياري از محققان را جلب نموده است. ويژگي هايي از قبيل هزينه هاي کم و اندازه کوچک،سبب استفاده هاي زيادي از اين شبکه ها در کاربردهاي مختلفي شده است. با به خدمت گرفتن آنها در يک محيط نامناسب و خشن، شبکه هاي حسگر بي سيم مي توانند هزينه و خطرات انساني را کاهش دهند.
عملکرد موفقيت آميز شبکه هاي حسگر بي سيم، وابسته به پوشش مناسب محيط مي باشد. ميزان پوشش نيز، وابستگي شديدي به زيرساخت ها از جمله تعداد و مکان حسگرهاي مورد استفاده براي نظارت بر محيط دارد. بنابراين يک قدم اساسي در مرحله طراحي شبکه، تعيين استراتژي جانمايي حسگرها مي باشد. الگوريتم هاي جانمايي زيادي در سال هاي اخير به منظور حداقل کردن محدوديت هاي شبکه و بهينه نمودن پوشش ارائه شده است.