
مسیریابی در شبکه های حسگر به دلیل ویژگی های ذاتی این نوع شبکه ها که وجه تمایز آن از شبکه های بی سیم دیگر نظیر شبکه های اقتضایی موبایل یا شبکه های سلولی است، بسیار چالش بر انگیز است. اولین ویژگی این است که به دلیل تعداد زیاد گره های حسگر، ساخت یک طرح آدرس دهی برای قرار گیری تعداد زیاد گره های حسگر امکان پذیر نیست، چرا که سربار نگهداری ID بسیار بالا است. بنابراین، پروتکل های مبتنی بر IP سنتی قابل اعمال بر شبکه های حسگر بی سیم نیستند. به علاوه گره های حسگری که به روشی اقتضایی (آدهوک) قرار می گیرند، باید خودساز مانده باشند. زیرا قرار گیری آدھوک این گره ها نیازمند سیستم هایی است که ارتباطات را برقرار کرده و برآیند توزیع گره ای را مدیریت کنند، مخصوصا به دلیل آنکه عملیات شبکه حسگر بدون نظارت باید انجام شوند. در شبکه های حسگر بی سیم، گاهی اوقات گرفتن داده مهمتر از دانستن ID داده هایی است که باید ارسال شوند. دوم اینکه برخلاف شبکه های ارتباطی معمول، تقریبا همه کاربردهای شبکه های حسگر نیازمند انتقال داده های حس شده از منابع متعدد به یک ایستگاه پایه خاص هستند. اگرچه این ویژگی مانع از جریان داده به اشکال دیگر نمی گردد (مثلا ارسال داده ها به صورت چند پخشی یا نقطه به نقطه). سوم، گره های حسگر از نظر قابلیت انرژی، پردازشی و ذخیره سازی به شدت با محدودیت مواجه هستند. بنابراین، به مدیریت دقیق منابع نیاز دارند. چهارم، در اغلب سناریوهای کاربردی، گره های شبکه حسگر، به استثنای بعضی از گره های حسگر متحرک، معمولا بعد از قرار گیری ثابت هستند. ليكن در سایر شبکه های بی سیم سنتی، گره ها آزادی حرکت دارند و بنابراین توپولوژی این شبکه ها به طور مکرر و غیر قابل پیش بینی در حال تغییر است. اگر چه در برخی از کاربردها، برخی از گره های حسگر ممکن است امکان حرکت کردن داشته و محل خود را اگرچه با قابلیت تحرک پایین) تغییر دهند. پنجم، شبکه های حسگر، کاربرد گرا هستند ( یعنی نیازمندیهای طراحی شبکه حسگر بر اساس کاربرد مورد نظر تغییر می کند. برای مثال، مساله چالش برانگیز دیده بانی جنگی که باید به طور دقیق و با تاخیر اندک انجام گيرد با مساله پايش دوره اي آب و هوا متفاوت است. ششم، آگاهي وضعيتي گره هاي حسگر حائز اهميت است، زيرا جمع آوري داده معمولاً بر مبناي مکان است. اين آگاهي وضعيتي ممکن است از طريق داشتن جي پي اس برآورده گردد، البته داشتن روش هاي مستقل از جي پي اس نيز براي مساله مکان يابي در شبکه هاي حسگر امکان پذير است. در نهايت، داده هاي جمع آوري شده توسط بسياري از گره هاي حسگر بي سيم معمولاً مربوط به پديده واحدي هستند، بنابراين امکان وجود افزونگي در اين داده ها بسيار زياد است. اين افزونگي بايد توسط پروتکل هاي مسيريابي براي افزايش استفاده از انرژي و پهناي باند، استخراج گردد. معمولاً شبکه هاي حسگر بي سيم، داده محور هستند چرا که داده ها بر اساس ويژگي هاي معيني درخواست داده مي شوند (يعني آدرس دهي مبتني بر ويژگي). يک آدرس مبتني بر ويژگي، مرکب از يک مجموعه پرس و جوي جفت ويژگي مقدار است.